فراه داټ کام
خبری، فرهنگی، اجتماعی، معلوماتی و...

حیرت

نسلی که از تبار نفس بخش جانهاست

آهنگ یک تبسم و لبخند بی صداست

جنسی که زیر هر قدمش گلبن امید


حیرت

نسلی که از تبار نفس بخش جانهاست

آهنگ یک تبسم و لبخند بی صداست

جنسی که زیر هر قدمش گلبن امید

آنی که لحظه لحظه امیدش فقط خداست

در کوچه های شهر گرفتار درد و آه

اینجا فقط حقیقت زن، دوزخ سیاست

دایم مسیر زندگی اش رو به دشت غم

دایم عبور خنده ز لب های او جداست

در ضمن آنکه هر نفسش درد می کشد

لیکن به دادگاه حقایق چه بی صداست

نوعی تجارت است؛ و گاهی تبادله

گاهی بها و قیمت زن، کاغذ سیاست

گاهی برای ختم نزاعی فدا شود

گاهی متاع و سوژه و شرط قمارهاست

آخر خدا! برس تو به فریاد این غریب

کاینجا به جز تو بسر وی، عالمی خداست

یارب تو داوریِ و قضاوت به دست توست

کایا چنین سزا و جفا مزد رحم ماست؟

او را ببین چگونه به حیرت نشسته است

کاندر میان اینهمه، آخر چه کس خداست؟!

سرودۀ  خواهر گرامی ما راضیه ( حیدری )

 

 



 
 
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران